مرجع مولف، گفت و گو ومدرا

خورشید را ماه و ستاره ها باید شرح کنند به نوری که از آن می گیرند. کسی سراق خورشید را از سنگ های تیره نمی گیرد و شب پره را کجا فرصت تماشای آفتاب است که زبانی برای شرح آن داشته باشد؟ خورشید را باید ماه بگوید که قدم به قدم به دنبال خورشید است و در پرتو انوار آن. خورشید را باید ستاره ها شرح کنند که به انوار او در دل شب می درخشند. سنگ اگر به زبان آید از همان بهره اندک خود خواهد گفت . این البته قصه ماست و خورشید مرجعیت شیعه، حضرت آیت الله العظمی سیستانی ( مدظله العالی). ایشان را باید در تعریف فقیهانی شناخت که اوج فقاهت حضرت ایشان را درک کرده اند. از اصولیونی باید باز پرسید حکایت سلسله جبال دانش اصول را که خود لااقل به اندازه ستاره ای از آن خرمن فیاض، نور نوشیده باشند. حقیقت " سید علی سیستانی" را باید از آنان درس گرفت که "تلمیذ" مکتب فقهی و اصولی آن قامت کشیده مکتب اهل بیت(ع) بوده اند و هستند. با این همه هم سنگ به سهم خود می تواند از خورشید بگوید و چشمه هم به قدر وسع خویش از آسمان و باران. بزرگان از عظمت مردی می گویند که هرگز مغلوب و مقهور عنوان ها نشد و من در خوانش سایت دفتر ایشان نشانه های خدا را در مردی می بینم که نامش بدون عنوان آیت الله آمده است؛ آقای سید علی حسینی سیستانی! همین مشرب تواضع است که او را بزرگ می کند والا آدم هایی که در قید و بند عنوان انند اگر علامه دهر هم باشند باز به اسارت نام و شاید نان می روند و اگر نان هم در میان نباشد، به آوازه نام دلخوش می مانند. اینان را قدر و قرب به همان اندازه نام است اما سیستانی را شوکتی است که بی پیشوند آیت الله، باز در نگاه همه با این عنوان می نشیند. مردی که از عنوان ها بزرگ تر است. مردی که در تواضع و اخلاق نیز زبان زد است و گاه نقش عصا می گیرد برای عالمی سال خورده که چشمانش هم سو ندارد و چون این تکیه گاه را محکم و مستحکم می بیند و می پرسد از نام و نشانش، پاسخ می دهد "علی هستم ، آقا!" و این علی را علوُی، خدا نشان است که آیت الله پیر- حضرت مروارید- را به شوق می آورد. آنانی که محضر ایشان را درک کرده اند می دانند که خلقی تشریفات گریز دارد آیت الله ، همانگونه که خمینی بزرگ در خانه ای محقر، انسان را به بزرگی می خواند و کبر جهان مستکبر را به بی اعتنایی در هم می شکست.حضرت سیستانی هم همان است؛ در خانه ای کوچک، سیادت فرهنگ اهل بیت را نشان می دهد که دنیا را در حسرت یک نگاه خود می گذاشتند. ایشان با تشریفات، مخالفند و این مخالفت زمانی ضریب ده چندان می گیرد که – خدای نکرد- روحانیی بدان آلوده شود. ایشان روحانیون در به لحاظ سطح زندگی در عداد مردم عامه می پسندند و خود نیز چنین زندگی می کنند چنانکه در گزارش استاد حسین انصاریان می خوانیم؛ خدمت آيت الله العظمی سيستانی در نجف رفتم. اولين بار بود که ايشان را می ديدم. کوچه ای که منزل ايشان در آن بود، کوچه ای برای ۴۰۰ ـ ۵۰۰ سال پيش نجف بود. خانه ايشان هم چند پله داشت كه از کوچه پايين تر می رفت!

خانه ای بود با چهار گليم و فرش کهنه در اتاق. سران کشورها همان جا خدمت ايشان می آمدند و يک صندلی هم نبود که يک رئيس جمهور يا نخست وزير بنشيند، همه بايد روی گليم پاره ها بنشينند....

بعد صحبت ما شد، نگاهی به من کردند و فرمودند: می دانی از تمام کره زمين برای من پول می آيد. گفتم: می دانم. گفتند: به اين اميرالمؤمنين يک_ريال آن در خانه من نمی آيد!

من از اين پول يک دانه نان نمی خرم؛ چون در قيامت، طاقت جوابش را ندارم. اما هزينه زندگی من و زن و بچه ام از نذورات مردم است. آنان مشکلی دارند، می گويند: خدايا ۱۰۰ هزار تومان نذر می كنيم به ايشان بدهيم، مشکل ما حل بشود. نذرهايی که برای من می آورند از زندگی ماهيانه اضافه می آيد.  - لباس که هر چهار يا پنج سال يک بار می خرم. خوراک ما هم که خوراک معمولی است؛ به اندازه ای که در قيامت به من نگويند در دنيای تشيع کسانی بودند از اين غذا نداشتند!من به اندازه ای که فقرا می خورند، می خورم...(پایگاه اینترنتی استاد شیخ حسین انصاریان، کد مطلب ۶۲۸۱۸.) باری، راز ماندگاری آیت الله و توسعه سیط آوازه ایشان نیز در همین است که چون مردمان زندگی می کند اما بار مردمان را هم به دوش می کشد.

آیت الله را در ساحت های دیگر هم می شود در شکوه مومن تمام یافت آنجا که هوشمندانه دست فرداها را می خوانند و نقشه شیاطین را به آب هوشیاری می شویند و در هر زمان، بهترین تصمییم را می گیرند. عراق با همه بلاها اگر هنوز متحد و یک پارچه است به برکت هدایت های مدبرانه ایشان است که همه اقوام و مذاهب را ذیل یک پرچم متحد می کند. فتوای ایشان برای جهاد با تکفیری ها در دفاع از اهل سنت، در حافظه تاریخ می ماند. به ویژه آن کلمات کلیدی که افق گشایی کرد برای همه؛ اهل سنت برادران ما نیستند ، نفس و جان ما هستند. همین هم شد که شیعیان به جان، سنگر ساختند تا اهل سنت از تیر بلای تکفیریان ، در امان بمانند و امروز شاهد "عراقِ سیستانی" هستیم، عراق همه مردم عراق! ایشان با محور قرار دادن قانون و نهاد های قانونی، راه را بر تفرقه مردم که خواست دشمن بود، بستند تا بنیان عراق، مستحکم بماند. آیت الله، با همه بزرگی خویش، می کوشد تا از بازی اسم ها و عنوان ها بر حذر باشد ایشان از قدسی سازی چهره ها پرهیز می دهند و تاکید دارند که همواره باید بر مدار عقلانیت حرکت کرد. عقلانیت دینی، و نباید به سمتی برویم که افراد، با هر تراز علمی، حسابی جداگانه با دیگر مردمان داشته باشند. گزارش روزنامه جمهوری اسلامی از دیدار با آیت الله، حاوی حرف هایی بود که هر کدامش بسان چراغ، راه فردا را روشن می کند.( کد خبر: ۴۹۱۴۷/ تاریخ انتشار: ۴۰ : ۱۰ - ۱۳ دی ۱۳۹۰)باری، آیت الله با قدسی سازی و کرامات خوانی برای افراد و علما مخالف اند. این خود نیز یک جلوه از کمالات مردی است که در سپهر سیاسی جهان اسلام ، چون خورشید می درخشد. مردی که با همه عظمت علمی اش اهل نگاه از بالا به پایین نیست بلکه ایشان در مقام زعیم شیعیان همواره با عنایت به مرام علمای بزرگی همچون شیخ مفید و خواجه‌نصیر توسی و امثالهم نه‌تنها ارتباط عالمانه‌ای با زعما و علمای فرق مختلف اسلامی دارند بلکه در نظر آن‌ها محترم و با رای صائب به‌شمار می‌آیند و تاثیر این ارتباط نیز در فضای اجتماعی مسلمانان عراق مشهود است‌. آقا با عالم و عامی می نشیند به گفت و گو. گزارش افراد مختلفی که به محضر آیت الله رفته اند در این باره خواندنی است که به کرات در رسانه ها، منتشر شده است از جمله گزارش خواندنی حجت الاسلام والمسلمین مسیح مهاجری که همراه مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی به دیدار آیت الله رفته بود. دیگران هم از این خلق سید گفته اند و سلوک ایشان با دیگر گروه ها را پسندیده یافته اند از جمله این که رفتار ایشان با صاحبان افکار مختلف چنان بود که دور ها را نزدیک می کرد چنان که در ماجرای فتنه خونین سال های اخیر، بعد از ظهور داعش و آن‌گاه که ایشان حکم جهاد علیه این گروهک تروریستی صادر کردند، نه‌تنها شیعیان عراق بلکه اهل سنت و سایر فرق مسلمان به این حکم لبیک گفتند و حتی لائیک‌های عراق که به ملاحده معروف‌اند نیز بیانیه‌ای در حمایت از این حکم و لزوم پیروی از آن منتشر کردند. این خود بازتابی آشکار از شیوه تعامل آیت الله است که در رفتار دیگران می شود دید. آیت الله اگر چه این روز ها کمتر امکان بیرون آمدن یا به حضور پذیرفتن دیگران دارند اما تا جایی که می شود و شرایط اجازه می دهد با همان سلوک پیش گفته بر مدار سلام و سلم و مدارا رفتار و به قاعده علمای سلف، به گفت و گو، حرمت می نهد.

(چاپ نشده)

/ 1 نظر / 1699 بازدید
medicalmattress

چقدر بر ارزش گفتگو از علما شنیده ایم و چقدر عمل می کنیم ؟