پیاده می‌آییم به شوق زیارتت ای امام رئوف

 

 نام شما رمز برخاستن است و قوت آمدن. «یا علی بن موسی الرضا» را که جانمان فریاد کرد، شوق، بال شد، شور بال شد، تا یک جهان شعور را به حضرت شما آورد، ای حضرت عالم آل محمد، قامت پرچم کردیم و پرچم ها را به شانه کشیدیم تا به هر قدم، تسبیح را نقش کنیم.

تا به هر نگاه، اشارت ها را بشارت معنا کنیم و بیاییم...

آقای من! این آمدن! این پیاده آمدن، این برهنه پای، گام زدن را راهی یافته ایم برای ذکر دمادم شما. این قدم ها، هر کدام حرفی است که چون کنار هم قرار می گیرد، کلمات را می سازد، کلماتی که شرح عشق ماست به آستان امامت و ولایت.

آقاجان! ما به عشق می آییم و می خواهیم «رسانه» ای باشیم که هر کس با دیدن ما، پیام عشق را دریابد این پیغام را به «دل» بفرستد تا لب هایش در سماع ذکر «السلام علیک یا شمس الشموس»، طرح روشن زمین و زمان را باز بخواند.

آقاجان! پیاده می آییم، عطر وادی مقدس را از دیارتان استشمام می کنیم و «فاخلع نعلیک انک بالوادالمقدس طوی» می شنویم و پای برهنه می کنیم که وادی عشق را عاشقانه باید حرمت گذاشت.

آقاجان می آییم...

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1393/09/27 شماره انتشار 18861/صفحه اول/عکس نوشت

/ 0 نظر / 87 بازدید