ستاره هایی در دامن خورشید

رسم است که در روضه خوانی ها شب چهارم  و پنجم را به یاران سیدالشهدا(ع) اختصاص می دهند. یارانی که هر کدام ستاره بودند در آسمان ایمان. این درست است که در هنگام طلوع خورشید، ستاره ها دیده نمی شوند اما این ستاره ها در کنار خورشید وجود حسین(ع) از خویش فانی شده و در او بقا یافته اند . خود آنان همچنین نگاهی داشتند و «امیری حسین و نعم الامیر» رجزی بود که یکی از یاران می خواند تا بر خلاف سیاق عرب که خود را به اجداد و طایفه و زور شمشیر، معرفی می کنند، نام خویش را از یاد برد و خویش را به سید الشهدا (ع) تعریف کرد تا بداند دنیا که آنان با حسین (ع) به جاودانگی رسیدند. در میان یاران امام، بزرگان قوم، مشایخ، قاریان قرآن و فرهیختگان عصر خویش بودند که هر کدام برای زعامت قومی کفایت داشتند. 
کسانی چون حر که تا روز عاشورا از سرداران لشکر یزید بود اما صبح عاشورا پشت به «شام» کرد و رو به «صبح» صداقت و شهادت آورد. از جمله دیگر یاران صاحب نام، حبیب بن مظاهر اسدی بود از بزرگان قبیله بنی اسد که با کربلا جاودانه شد. 
این قبیله هم در شمار عاشوراییان شهیدانی چند داشت و بعد نیز با تدفین پیکر شهدا، نقشی جاودانه زد و در تاریخ ماند. حبیب از جمله کسانی است که می شود او را « تراز ولایت پذیری» دانست، کسی که در هنگامه عمل، بی هیچ اما و اگری خود را به کربلا رساند. او مسلم بن عوسجه را هم با خویش آورد تا معلم این رفتار شود که مومن باید همیشه کارهایش درست و برنامه هایش آماده باشد تا حتی ادای دین و انجام فریضه هم او را از امام دور نکند. او را معلم عصر ظهور هم می توان خواند، چه در این زمان هم مومن باید کارهای خود را به موقع انجام دهد و ذمه بری شده ای داشته باشد که چون طرماح نشود که انجام کارش و تاخیر در رسیدنش به کربلا او را از فیض عظیم باز داشت. حبیب اما خود را به موقع رساند و سپر نماز حسین(ع) شد و به مقامی رسید که پیکرش هم نزدیک امام دفن شد تا حالت پرده دار حضرت عشق داشته باشد. 
از دیگر اکابر لشکر امام، زهیر بن قین بود که ابتدا با امام کاری نداشت و مسیر حرکتش را جوری سامان می داد که با امام ، رو در رو نشود اما سرانجام قاصد حسین به دنبالش آمد و او را به کربلا رساند.
این نیز راز رشیدی دارد؛ در زمانی که امام بیعت خود را از همه برداشت تا هرجایی می خواهند بروند، به سراغ زهیر فرستاد و او را به یاری خواند و او آمد و رزمی کرد که در یاد تاریخ مانده است. باری، در کربلا ستاره باران بود در حضور خورشید و هر ستاره در خورشید به فنا می رسید در شکوه شهادت...
 
خراسان جنوبی / شماره : 2537/  دو شنبه 03 مهر-۱۳۹۶/ صفحه5/ فرهنگ
 
http://khorasanjonobi.khorasannews.com/?nid=19643&pid=5&type=0
/ 0 نظر / 95 بازدید