از آسمان تا پُشتِ بام!

مردم، اهل محاسبه هستند. ذهن حساب‌گر دارند و می‌سنجند و به نتیجه هم می‌رسند. نتیجه‌ای که گاه آنان را به آنچه ما می‌خواهیم و می‌گوئیم نه تنها نزدیک نمی‌کند که دور هم می‌کند فرسنگ‌ها. ما به ازای دیگر صحبت‌های ما سنگین‌تر است وقتی به مشابه سازی‌های تاریخی می‌پردازیم و ذهن حسابگر جامعه، رفتار ما را محاسبه کرده و مثلا گفتار ما را به معیار می‌گیرد. با عرض معذرت، حاصل، محصولی می‌شود که اول کام خود ما را تلخ می‌کند. به جرات عرض می‌کنم که مردم دقیقا ما را از رفتار مان می‌شناسند لذا وقتی با فقد یا حتی فقرِ وجه شبه، خود را و باور خویش را به مقدسات، مانند می‌کنیم نه تنها برای ما تقدس نمی‌آورد بلکه به تقدس زدایی از مقدسات می‌انجامد. این سکه، روی دیگری هم دارد و آن این که؛ با تشبیه مخالفین خود - که رفتار و گفتارِ آنان هم در برابر دیده و فهم مردم و گاه حتی مورد قبولِ‌شان است - به دشمنان مقدسات، قبل از آن که برای مخالفین، آسیب باشد، برای دشمنان چهره‌سازی و از آنان شقاوت‌زدایی می‌کنند به‌گونه‌ای که افراد می‌گویند اگر ظلمه تاریخ چنین بودند، چندان هم ظالم نبودند!

آدم نگران می‌شود برای این رفتار‌ها که به این نتایج می‌رسد. این که برخی از محترمین اهل رسانه با نیت – ان‌شاءالله خیر- جوری سخن می‌کنند که نتیجه ناخیر دارد و نه تنها مقدسات و حقیقت‌ها را در ترازی بالاتر قرار نمی‌دهد که آن را از آسمان به زمین می‌آورد بدون این که حضرات بتوانند مفاهیم و باور‌هایشان را نه به آسمان که حتی تا پُشتِ بام برسانند! بزرگِ محترمی در تریبونی صاحب حرمت، با تعریض به "مذاکره" و نقلِ ماجرای بقیع می‌فرماید، حرم چهار امام به خاطر یک مذاکره، 97 سال است که ویران است؛ از کجا معلوم مذاکره‌ای که الان ساز می‌کنند {اگر} به نتیجه برسد، حرم امام رضا بقیع نشود؟ خب، اگر مردم ماجرای بقیع را نخوانده باشند و قرار باشد فقط از همین تریبونِ محترم، بشنوند، چند درصدِ شان به همان نتیجه‌ای خواهند رسید که مدِنظر جناب ایشان است؟ فکر نمی‌کنید بخش قابل توجهی از جامعه نگاه شان نسبیت به جنایتِ اتفاق افتاده در بقیع، تغییر خواهد کرد؟ مردم با گرفتاری‌هایی که در زندگی دارند تا مغز استخوان، حس می‌کنند، مذاکره در جای خود و در شرایط برابر و توام با عزت را در چارچوبِ حکمت و مصلحت، را از جمله راه‌های برون رفت از مشکلات می‌دانند و همسان دانستن مذاکرات دولت جمهوری اسلامی با آنچه در حجاز اتفاق افتاد، حرمت مذاکره ما را نمی‌شکند بلکه آنچه می‌شکند قُبحِ آنچه در حجاز روی داد است. دیگر مشابه سازی‌های تاریخی هم نتیجه‌ای جز این نداشته است. شمر و عمر سعد و یزید سازی که آقایان انجام دادند از مخالفین‌شان، آنان را نشکست که اگر می‌شکست، نتایج انتخابات‌ها جز این بود. اما یک چیز دیگر را شکست؛ ایمان به آنچه برخی مدعیان انحصاری ارزش‌ها در تریبون‌ها اعلام می‌کنند. این خیلی شکست، خیلی! ذرات آن را هم می‌شود در دین گریزی برخی از نسل نو دید. البته خدا را هزار مرتبه شکر باید کرد که عموم مردم دین و باور‌های خود را با سخنان ما معیارگزاری نمی‌کنند والا با این متر و معیاری که برخی‌ها به دست می‌دهند تا الان خیلی‌ها دست از دین کشیده بودند. بگذریم، حواس مان باشد که مردم حواس شان به همه چیز جمع است پس جوری سخن نگوئیم که نتیجه‌اش شکستِ باور‌های دینی مردم باشد. مراقب باشیم از رفتار ما زخمی در ایمان مردم ننشیند...


جمهوری اسلامی / شمـاره ۱۱۴۵۷ / یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ / صفحه 3 / خبر

&#http://jomhourieslami.net/index.php?year=1398&month=03&day=26&category=3

http://jomhourieslami.net/?newsid=209151


/ 0 نظر / 22 بازدید