نعمت های فراموش شده!

برای زندگی بهتر- در مقیاس های اقتصادی و اجتماعی- بسیار تلاش می کنیم. این نیز نه تنها بد نیست که بسیار هم خوب است به ویژه وقتی با نیت ارتقای توان اقتصادی کشور و نظام هدف گذاری می شود و شان اجتماعی مومنانه هدف است. حتی وقتی فرد برای تمشیت امور زندگی خود و خانواده اش هم در مسیر درست تلاش می کند، برای او اجری چون مجاهد فی سبیل ا… نوشته اند. یعنی عزیز و عظمت آفرین است کار و همت کردن در کار. برای رستن از بیماری و رسیدن به سلامت هم می کوشیم و گاه همه حاصل آن کار ها را هزینه می کنیم تا گریبان از چنگ بیماری رها کنیم. این هم درست و مومنانه و ارزشمند است اما… اما در کنار اهتمام در این امر باید در حوزه های معرفتی هم کوشید و باید توجه داشته باشیم به این نکته ظریف که؛ یکی از بیمارى‌هاى خطرناک، بیماری «عادى‌شدنِ نعمت» است. یعنی تبدیل شدن به مجاوران دریا که صدای دریا را نمی شنوند! این اصلا درست نیست و با صراط شکر که مسیر بندگی است، تناسبی ندارد. برای این بیماری هم چهار نشانه می توان فهرست کرد؛

۱ـ این که نعمت‌هاى فراوانى داشته باشى، اما آنها را نعمت ندانى، و هیچ گونه احساس [شکرگزارى] در قبالش نداشته باشى، گویى این که حقى کسب شده است.

۲ـ این که وارد خانه شوى و همه‌ى اعضاى خانواده‌ در سلامتى بسر برند، اما «شکر خدا» را به جاى نیاورى!

۳ـ وارد بازار شوى و خرید کنى و تمامى مایحتاج زندگى را در چرخ دستى بگذارى و به خانه برگردى، بدون این که قدردان و شکرگذار صاحب نعمت باشى، و این امر را عادى و حق خودت در زندگى بپندارى.

۴ـ هر روز در کمال صحت و سلامتى از خواب برخیزى در حالى که از چیزى نگران و ناراحت نباشى، اما خدا را سپاس نگویى!

این چند نشانه را در چهار گزاره مجدد بخوانید لطفا. آیا آن را به وفور در رفتار خودمان نخواهیم دید؟ متاسفانه نه تنها نمی بینیم و زبان شکر نداریم و دستی پی سپاس به آسمان بلند نمی شود که زبان به شکوه و گلایه و حتی طلبکاری، کلمات را شمار می کند و پیشانی که باید صاف و بر خاکُ سپاس باشد، پر است از خط های اخم که نقاشی کلمات زبان است. کم نیستند کسانی که گلایه هاشان چندین و چند برابر شکر است و خود ما هم- متاسفانه – از همین افرادیم. کاش، چشم باز کنیم به دیدن حقیقت ها و زبان بگردانیم به شکر. فراموشی را به آب توجه بشوییم و همکلام سعدی شویم و بدانیم و با معرفت بخوانیم؛ هر دمی که فرو می رود، ممد حیات است و چون برمی آید مفرح ذات. در دیگر حوزه ها هم همین است. پس بر هر نعمتی و ” در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمتی شکری واجب” که باید برای ادای این واجب همت کرد. هرچند واقعیت نیز همان است که شیخ اجل گفته است؛

از دست و زبان که برآید

کز عهده شکرش به در آید

نمی توانیم شکر یک نعمت از هزار کنیم اما به هزار دعا باید سعادت و فرصت سپاس را هم از خدای قادر و متعال بخواهیم و صمیمانه نجوا کنیم با مهربان ترین مهربانان که؛ خدایا مراقبم باش!


ب / شماره 4044 / پنج شنبه 16 آبان 1398 / صفحه 3

http://birjandemrooz.com/?p=11835


/ 0 نظر / 15 بازدید