شهدا آمدند ما دوباره زنده شدیم

واگویه ای در بدرقه شهدای صادقی
زنده شدیم دوباره به نفس شهدای صادقی....این شرح حال امروز ماست و خدا کند هر روز در همین هوا چشم باز کنیم . خدا کند تجربه دوباره زنده شدن به نفس خدایی شهید، روزی همیشگی همه ما باشد. خدا کند چنان زنده باشیم و زندگی کنیم که با شهادت، مرگ برای همیشه از زندگی ما پاک شود. خدا کند شهید شویم...و عجب ملکوتی با شهادت بر زمین می بارد و عجب ملک باران می شود ملکی که در آن شهید به جاودانگی طلوع می کند. زنده شدیم دوباره وقتی فراتر از همه جناح بندی ها بالاتر از همه سلایق دوباره خود را کنار هم یافتیم زیر تابوت شهدای صادقی و پیش از آن همدیگر را به "هاشمیه" دعوت کردیم تا بوی "کوچه های بنی هاشم" بگیرد این خیابان که گاه زخم می خورد از نابرادران...من خود چندین پیامک دریافت کردم از دعوت به هاشمیه برای دیدار با همرزمان عاشورایی دفاع مقدس.پیامک هایی از مردانی از جبهه اصلاح طلب تا اصول گرا...بله دوباره یکی شده بودند پای پرچم شهدا این "محور های وحدت ملی" و.... آمدند مردم در همه مراسم شهدا از هاشمیه تا قلعه ساختمان و تا بشکوه سبز اجتماع صادقیون که شهدا را تا حرم بدرقه کردند. من اما با خود زمزمه می کردم باور هایم را اصلا برای شهدا می گفتم این باور ها را و برای مردمی که بر مدار شهادت گام بر می دارند که: عجب شکوهی دارد شهادت. به هر رنگ که باشد بهار تجلی آیات خدا می شود. سبز باشد و صادقی یا سرخ باشد و بر مدار سید الشهدا(ع) ؛  نتیجه یکی است. شکوه است و زیبایی غرور است و عزت بزرگی است و سرفرازی ...

اصلا شهادت چنان حلاوتی دارد که در هر مکان و زمان که بنوشی عطر بهشت خواهد گرفت. چنان عظمتی دارد که به هر فصل قرائت شود گل ها به شکوفه خواهند نشست نه به شکوفه خواهند ایستاد که در قدوم مبارک شهید گل ها بر می خیزند آدم بر می خیزد عالم که ذکر باید گفت در قدم شهید و"سَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ"

در روز بهشتی شهادت صادق آل محمد به ذکر برخاستند مردم در قدم شهیدانی که شهادت را با گمنامی شکوهی عارفانه تر بخشیدند. گمنامی که عین نام آوری است اوج شهرت است و....

به راستی کدام نام را می توان یافت که چون شهید شهره عالم و آدم باشد؟ کدام نام را می توان یافت که چنین با حضرت شاهد عجین باشد؟ کدام نام را می توان یافت که یادآوری آن ذکر خدا باشد؟

آری شهید نام خداست و خداوند اراده فرموده است تا عاشقان خونین قبای خود را با نام خویش جاودانگی بخشند.چه اسم ها مثل آدم ها می میرند پس عزیز خدا که "أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون"است باید نامی به نامیرایی ذات خویش داشته باشد و چنین است که خداوند او را به نام خویش "حضرت شهید" نام بردار می فرماید تا بگوید حساب او از همه عالم جداست که عالم و آدم فانی‌اند اما شهید به مرحله "بل  احیا" رسیده است.

این رادر مراسم شهدا مردمان به چشم دیدند. بالا نشینی شان را هم پذیرفتند و شانه به زیر تابوتشان گرفتند تا در سالروز شهادت امام صداقت و شهادت امام صادق (ع) آل محمد جلوه ای دیگر از باور به شهادت را نشان دهند. اجتماع صادقیون بود و باورمندان شهادت .

 اشک های شهود انگیز بود و بالانشینی شهدا و راهی که تا همیشه باز است تا هرکس می خواهد به "بالانشینی" برسد پا به صراط مستقیم شهود و شهادت بگذارد که جز این راهی برای رسیدن به زندگی جاوید و سفره نشینی خداوند نیست و چه زیبا گفت شهید آوینی که"می پنداریم ما مانده ایم و شهیدان رفته اند حال آنکه شهیدان مانده اند و زمان مارا با خود برده است".

در این فضا حتی بسیاری از ما مردمان که زمان مارا با خود برده بود باز آمدیم تا در قدوم شهیدان بیعت تازه کنیم تا در کلاس حضرت امام صادق علیه السلام درس بگیریم و خود را به عاشورا برسانیم.

عاشورایی که تکلیف انسان را برای همیشه مشخص کرده است و صدای حسین (ع) همچنان به گوش می رسد: هل من ناصر ینصرنی؟ فریادی که باید در هر زمان متناسب با نیاز ها و شرایط جبهه حق جواب گیرید....

آری و عجب نفس مسیحایی دارند شهدا.... دوباره زنده شدیم دوباره برخاستیم وقتی شهدا دست مان را گرفتند و به یا علی برخاستیم تا همراه شهدا باشیم دوباره به خط می زنیم در رکاب مردانی که خط خون را تا خدا ادامه دادند .دوباره به خط می زنیم مثل دفاع مقدس مثل عاشورا.

خراسان رضوی - مورخ پنج‌شنبه 1394/05/22 شماره انتشار 19042 /صفحه7/پلاک عزت

/ 0 نظر / 87 بازدید