انقلاب در صراط مستقیم

ما و انقلاب، این رابطه ای است که باید دقیق تعریف شود تا هم حق ها مشخص و هم تکلیف ها روشن و احصا شود. با مشخص شدن این رابطه، رفتار ها هم ریل گذاری و در داد و ستد ما و انقلاب، هدف ها هم به تحقق نزدیک تر خواهد شد. در این تعریف باید تبیین کرد که علتِ موجده انقلاب، نسل های پیشین بودند که در هندسه طراحی شده توسط امام خمینی، نقش خود را چنان به درستی ایفا کردند که پیروزی، میسر شد. علت مبقیه انقلاب باز هم مردم بودند که در همان هندسه با نقشه راه رهبر انقلاب، موفق شدند تا امروز آن میراث گران بها را حفظ کنند و برسیم به امروز که 41 سال را با سلامت به سال چهل و ودوم گره می زنیم. واقعیت این است که به راحتی تا این جا نیامده ایم. از سنگلاخ جنگ و تحریم و توطئه عبور کردیم برای رسیدن به این نقطه. زخم هم زیاد دیدیم و داغ بر دل مانده هم فراوان است اما به رغم خواست و تلاش دشمنان، از تنگناها و دره ها و میدان های مین گذشتیم و رسیدیم به امروز. و با همان علیت مبقیه به فرداها نظر داریم و می دانیم که تا مردم پای کار باشند، تا همه بازو به بازوی هم داده باشیم پرچم همچنان در اهتزاز خواهد بود. این البته بدان معنا نیست که همه چیز وفق مراد است و ناکامی نداریم و زبان فقط به تحسین باید گرداند. اتفاقا ناکامی هم فراوان داریم. زخم هم زیاد خورده ایم از خودی و بیگانه. انتقاد هم البته داریم که حق ماست به تندترین کلمات هم بیان کنیم و به مطالبه هم برخیزیم اما نسبت ما به انقلاب و نظام، همچنان بر همان هندسه اول برقرار است. دلیل روشن این پایداری نیز همان است که جاودانیاد، آیت ا... صفائی حائری، در پاسخ به نامه نهضت آزادی نوشتند ؛ "مادام که حکومتی از اهدافش چشم نپوشیده و تخفیف نداده، حتی در زیر فشارهای سیاسی و دخالت‌های جاسوسی و نظامی و تحمیل جنگ و صلح قد خم نکرده و به جایی وابسته نشده، مادام که اهداف دست نخورده‌اند، باید با حکومت همراه بود، حتی اگر تو را کنار گذارده باشد". ما نباید فقط خود را ببینیم و یا تنها به نیمه خالی لیوان نظر داشته باشیم بلکه باید افق بلندِ اهداف انقلاب را در نظر گیریم و حرکت در هندسه انقلاب را هم از مسئولان بخواهیم که ظرفیت های انقلاب، چندین و چند برابر کار انجام شده است و سرمایه ایرانِ بزرگ نیز ده ها برابر بیشتر از وضع موجود را اقتضا می کند. به گمانم مطالبه و تلاش برای فعال سازی ظرفیت ها، انقلابی ترین کاری است که در دهه پنجم باید انجام دهیم و سوای طلب از متولیان امر چنان که استاد می فرماید باید خود را هم در برابر این سوال قرار دهیم که؛ من و تو در برابر کمبودها و نارسایی‌‏ها چه باید بکنیم؛ تضعیف کنیم، توجیه کنیم یا به تکمیل برخیزیم؟ جواب به این پرسش است که هم کارنامه ها را عیار می سنجد و هم فاصله ما را با افق اهداف مشخص می کند. فکر می کنم اگر ما بنشینیم و همه چیز را از متولیان بخواهیم به نتیجه نخواهیم رسید حتی اگر مسئولان صد در صد توانایی را داشته باشند و پای کار بیاورند باز کم خواهیم آورد. باید همه ما ظرفیت ها مان را فعال کنیم و در همراهی همگانی کارها را سامان دهیم و این یعنی همان تکمیلی که استاد صفائی وظیفه همگان می داند. به وظیفه عمل کنیم تا خدا به وعده ها جامه عمل پوشاند، ان شاالله


ب / شماره 4124 / دوشنبه 20 بهمن 1398 / صفحه 3  

http://birjandemrooz.com/?p=14521


/ 0 نظر / 333 بازدید