مطالبه گری رسانه ای، مأموریتی برای ایران

اوضاع- الحمدا…- آرام می شود و آرامش دوباره در نگاه مردم می نشیند اما خاطرات روزها و شب های قبل، در ذهن می ماند. من هم در این قاعده، صاحب خاطراتی شدم که درس آموز بود و از آن میان به ماجرایی اشاره می کنم که خواندنش برای شما هم تأمل برانگیز خواهد بود؛ عصبانی که بشوی در خانه ات، در و پنجره را می شکنی؟ این پرسش آقای راننده بود از جوان مسافر که می گفت: مردم؟! عصبانی هستند که دست به تخریب می زنند! جوان که با نامزدش سوار شده بود، با دیدن پلیس موتورسوار، گفت: ریختن تو خیابان جلوی مردم را بگیرند. بابا مردم عصبانی اند، بنزین گران شده… جوابش را اما آقای راننده پراید مسافربر داد که او هم_ از قضا_ جوان بود. او گفت: تو خانه تان شده که عصبانی بشوی؟ جوابش را نامزد مرد جوان، با خنده ای ریز داد که: کم هم نه! همین باعث شد تا آقای راننده، پرسش اول را به پرسشی دیگر کامل کند که: عصبانی که شدی، شیشه های خانه را می شکنی و در و پنجره را یا یک باره کبریت می کشی برای آتش زدن خانه؟ جوان با تعجب پرسید این چه حرفیه؟ چرا باید شیشه بشکنم و خانه را آتش بزنم، مگر دیوانه ام؟ خانه خودم است. آقای راننده هم حرفش را با گفتن آفرین تایید کرد و گفت: خب، کشور هم مثل خانه ماست. چطور می پذیری که مثلا به خاطر گران شدن قیمت بنزین، بانک و آمبولانس و خانه و مدرسه و مسجد را به آتش بکشند؟ گناه این اماکن و اهالی اش چیست که باید بسوزند چون مثلا برخی ها عصبانی اند؟! جوان که همکلامی همراه نیافته بود خیلی زود پیاده شد با نامزدش و آقای راننده هم از آنها کرایه نگرفت و میهمان شان کرد و راه افتاد و صحبت هایش را چنین ادامه داد که مگر امکانات عمومی جز با ریال به ریال مالیات و پول نفت خودمان، فراهم می شود؟ ما به که می خواهیم ضربه بزنیم با این آتش افروزی ها و تخریب ها؟ با این رفتار که غیر مستقیم داریم، شیشه خانه خود را می شکنیم و به داشته های خود کبریت می کشیم. همان کاری که آن جوان و نامزدش، دیوانگی می دانستند. راستی حالا اسم کار اغتشاشگران را چه باید گذاشت جز دیوانگی که رنگ خیانت هم گرفته است؟ بگذریم، فرزندان مان را توجه دهیم که رفتارهای آتش ناک، جز سوختن منافع ملی ، نتیجه ای ندارد. منافع ملی هم به همه ما تعلق دارد و اگر جایی سوخت، با سهم همه ما باید بازسازی شود پس نگذاریم کسانی میدان دار شوند که جز دوسر باخت در هر بازی، هنری ندارند! میدان را به عقلا بسپاریم که اعتراض شان راهگشا و صدای شان شنیدنی و کلامشان نافذ است. قاعده مدنی اعتراض هم همین است. بگوییم و بنویسیم نیاز ها و حرف های واقعی مردم را و مطالبات شان را مدام از مسئولان طلب کنیم و نگذاریم با فرو خفتن اعتراضات، باز بر زمین غفلت بنشینند و طلب مردم را به فرداهایی که هرگز نمی رسد حواله کنند. نخبگان و اصحاب رسانه، تکلیف خود را درست انجام دهند در مطالبه گری حقوق مردم، تا میدان به دست نااهلان نیفتد. این هم یعنی وقتی مردم می نشینند ما رسانه نگاران باید برخیزیم به پرسشگری و فهرست کردن طلب های ملت از مسئولان. الان هم فکر می کنم وقت آن رسیده تا رسانه های صاحب شناسنامه و معتبر، مأموریت خود را شروع کنند. مأموریتی برای ایران و انقلاب و ملت. برای جمهوری اسلامی…..


ب / شماره 4059 / دوشنبه 4 آذر 1398 / صفحه3

http://birjandemrooz.com/?p=12294


/ 0 نظر / 446 بازدید