چشم های پیرمرد و نگاه ما


اهل محاسبه نیستیم حتی برخی ما ها که به حساب و کتاب دقیق مشهوریم. اگر اهل محاسبه بودیم، قطعا رفتار ما این نبود که هست. اهل محاسبه که چنین دچار غفلت و نسیان نمی شود. اهل محاسبه که چنین کتاب را از زندگی حذف نمی کند. نه اهل محاسبه که اهل تامل هم چنین گرفتار نمی شود بلکه به دیدن هر نشانه پی صاحب نشانه می رود. ما اما بسیارمان در خاک غفلت چنان نشسته ایم که به هوشیاری انگار نمی توانیم برخیزیم حال آنکه وقتی پا داده است خدا، ماموریتِ برخاستن را هم تبیین و زیبا خواستن را هم تقدیر فرموده است اما ما... بگذارید باز هم از کوچه گردی هایم در فضای مجازی برای تان یک شاهد مثال بیاورم تا گواه باشد از حرفی که میان من و شما در میان است از ضرورت محاسبه. از حاسبوا قبل ان تحاسبوا. این مثال برای همه ما هم ملموس است. بخوانید؛ 

ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﺳﻦ ٧٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﭼﺎﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺪﺕ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﺒﻮﺩ .ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﺑﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﻭ ﻣﺼﺮﻑ ﺩارو ، ﺩﮐﺘﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻋﻤﻞ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺩﺍﺩ و ﻣﺮﺩ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﮐﺮﺩ ...

ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺮﺧﺺ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ بیمارستان ، برگ تسویه حساب ﺭﺍ به پیرمرد ﺩﺍﺩند تا هزینه ی جراحی را بپردازد . پیرﻣﺮﺩ همین که برگه را گرفت ؛ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔتند ﻣﺎ ﻣی ﺘﻮﺍﻧﯿﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺗﺨﻔﯿﻒ ﺑﺪﻫﯿﻢ ﻭﻟﯽ ﻣﺮﺩ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﮔﺮﯾﻪ می کرد.

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮔﻔتند می ﺘﻮﺍﻧﯿﻢ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺭﺍ ﻗﺴﻄﯽ بگیریم ﻭﻟﯽ ﻣﺮﺩ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺵ ﺷﺪﯾﺪﺗﺮ ﺷﺪ.ﻣﺘﻌﺠﺐ ﺷﺪند و ﮔﻔﺖ ﭘﺪﺭﺟﺎﻥ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ تو را ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ نمی توانی هزینه را ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯼ؟ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ : ﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﯾن ا ﺴﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ٧٠ ﺳﺎﻝ به من ﻧﻌﻤﺖ ﺑﯿﻨﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻋﻄﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻫﯿﭻ برگه حساب و تسویه حسابی ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻠﺶ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻧﻔﺮﺳﺘﺎﺩ .

ﭼﻘﺪﺭ ﮐﺮﯾﻢ ﺍﺳﺖ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻡ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻧﻌﻤﺎﺕ ﺭﺍ به ﻣﺎ ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ داده ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻠﺶ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤی ﺨﻮﺍﻫﺪ جز این که با او باشیم و این با او بودن هم به نفع خود ماست و ما را از تنهایی و تنگی های زندگی نجات می دهد ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻣﺎ دوری می کنیم و نه تنها ﻗﺪﺭ ﺁﻥ ﻧﻌﻤﺎﺕ ﺭﺍ نمیﺪﺍﻧﯿﻢ ﻭ ﺷﮑﺮﺵ ﺭﺍ به جا نمی آوریم ﺗﺎ این کﻪ ﺁﻥ ﻧﻌﻤﺖ ﺭﺍ از دست بدهیم. به این جا که رسیدیم پی درمان برمی خیزیم و سلامت را که با هر هزینه ای باز یافتیم باز به غفلت می افتیم....

راست می گفت پیرمرد، ما انسان را با نسیان برابر دانسته ایم انگار که چنین گرفتار غفلتیم حال آنکه خداوند در همه جا و همه چیز نشانه هایی قرار داده است تا به یاد ما آورد آنچه باید را. به یاد مان آورد قرارِ قبلی با خدا را اما ما باز فراموش می کنیم و گام از گام برنمی داریم که حتی عکس مسیر را هم می پیماییم حال آنکه او ما را به خویش می خواند که ؛ یک قدم با تو، تمام راه های مانده اش با من اما دریغ از همان یک قدم که باید برداریم!

با این رفتار می شود ما را اهل محاسبه دانست؟ من که باور نمی کنم چندان از حساب و کتاب درک درستی داشته باشیم والا دفتر زندگی ما این همه پر غلط نبود. کاش یادمان بیاید حساب را و کتاب را.....

ب / شماره 3565 / شنبه 28 بهمن 1396/ صفحه اول و 3


/ 0 نظر / 76 بازدید