وقتی پدر فرد بدموقع می میرد!

 
کافی است تا فردی پست بگیرد، آن وقت ناگهان با انبوهی پیام و تاج گل و تماس مواجه خواهد شد که برای تبریک او را در برمی گیرند، خود را مواجه خواهد دید با برخی زبان بازان و قلم داران و کلمه پردازان، که او را از فرش به عرش برخواهند کشید و عرش نشینی او دقیقا تا وقتی ادامه خواهد داشت که پشت میزنشین ریاست باشد والا چنان بر فرش خواهند کوفتش، همان ها که او را به عرش رساندند، که توان بلند شدن هم نداشته باشد. البته، این کلمات که چنین راحت کنار هم چیده می شود و گل هایی که عطر بهار را به اتاق جناب رئیس می آورد، رایگان نیست، به تعداد هر کلمه، قصه ای پشت ماجراست و توقعی و حتی طمعی، آنان پی رسیدن به هدف خود، چنین زبان گرم و دست گشاده می شوند و فرد مسئول اگر هوشیار نباشد، اگر خوش خوشانش بشود به شنیدن تملق، آن وقت باید خود را برای سقوط آماده کند هم از مقام مسئولیت هم مقام انسانیت. چه اولین کسی که با صدای تملق بیدار می شود، «فرعون درون» است که مثل هیولا و دیو تنوره می کشد، بزرگ می شود و همه وجود طرف را دربرمی گیرد و چنان می شود که فرد دیگر خدا را هم بنده نیست. اصلا چنان از خود بی خود می شود که نمی فهمد متملقان از او نردبانی ساخته اند و به هر تملق پله ای بر آن می افزایند تا خود به پشت بام منافع و مطامع برسند. وقتی رسیدند هم هیچ ابایی ندارند که آن نردبان در هم شکسته شود! این روزها که مسئولان انتخاب می شوند باید بیش از گذشته هشدارشان داد و هوشیارشان کرد که مراقب متملقان باشید. حواستان به «فرعون درون» باشد که بت نشود در برابر خدا و نسبت به بندگان خدا، دچار «خودبرتربینی» شوند... آقایان میدان ندهید به متملقان، که اعوان و انصار شیطانند، دل خوش نکنید به القاب و عناوینی که خیلی راحت خرج شما می شود، خود شما هم خود را بهتر می شناسید و هم بهترین محافظ می توانید باشید برای خویشتن، نگذارید، با دکتر و مهندس گفتن شکارتان کنند. متملقان همان مگسان گرد شیرینی هستند، نه دوستان صادق که اصحاب صداقت هرگز زبان به تملق نمی گشایند و حتی گاه به تازیانه نقد بیدارتان می کنند و شربت تلخ صداقت را در کامتان می ریزند و از قضا درمان هم از همین راه میسر است نه کلمات شیرین انسانیت سوز و ... یادش بخیر روزی بنده خدایی به مرحوم گل آقا نوشته بود که، سال قبل که رئیس بودم، زن پسر خاله مادر پدرم فوت کرد، در و دیوار اداره و محل ترحیم را پر از دسته گل و تراکت کردند و همه آمدند، اما امسال که مسئولیت نداشتم و پدرم فوت کرد، دریغ از یک تسلیت خشک و خالی! و  جاودان یاد گل آقا به طنز گفته بود که خب پدر شما بدموقع مرد، تقصیر آنان چیست؟! بله، این- با هزار تاسف- گاهی اوقات واقعیت یافته است برای برخی از ماها، حال آن که باید صادقانه رفتار کنیم و مسئولان نیز با میدان دادن به افراد صادق، جلوی متملقان دروغگو را بگیرند و تلخی سخن صادقانه را هزار بار ترجیح دهند بر شیرینی سخن غیرصادق...

خراسان - مورخ چهارشنبه 1392/09/06 شماره انتشار 18561 /صفحه ۱۶/بدون موضوع

/ 0 نظر / 88 بازدید