عطرخدا می وزد ازسوی قتلگاه...

 

عطری می وزد

از جانب قتلگاه

که جهان را به شور می آورد

و صدایی

به آواز اذان می خواند

هل من ناصر ینصرنی

که حتی پیکر شهدا را

به شور می آورد

و کودک شش ماهه را

- حجت بزرگ عشق را -

علی اصغر را

به تکاپو می آورد

عطری می وزد

از جانب قتلگاه

- آن رفیع ترین گودال تاریخ -

که هر کسی عاشق است

جان بهار می کند/به آن بوی خوش

و هر کسی عاشق است

در باران آن عطر

هل من ناصر را

لبیکی سرخ می گوید

و شهید

- این اسم پرشکوه خدا -

به استقبال نامش می رود

و پیش نامش

- به جاودانگی می نشیند -

که شهادت

راز به جاودانگی رسیدن انسان است

عطری می وزد

از جانب قتلگاه

و کربلا

- این قطعه بهشتی خاک -

به هر روز

به هر زمین

هل من ناصر ینصرنی را

به ذره ذره وجود

به لحظه لحظه زمان تکرار می کند

هر کجا که باشی

به هر زبان که بفهمی

هاتفی می خواند

هر که دارد هوس کرب و بلا بسم ا...

خراسان جنوبی - مورخ پنج‌شنبه 1393/08/01 شماره انتشار 18816 /صفحه 2/اخبار

/ 0 نظر / 90 بازدید