اخلاق نبوی نیاز جامعه

 

 آن روز که رسول مکرم اسلام (ص) مهم ترین فلسفه بعثت خویش را بیان می فرمودند همه برنامه ها و اهداف در یک جمله روشن خلاصه شد تا عالم و آدم از زبان پیامبر خاتم (ص) بشنوند که «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» و بفهمند غایت پیامبری برای انسان به کمال رساندن اخلاق است و اخلاق که به رفتار تبدیل شود همه چیز همان گونه خواهد شد که خداوند از انسان خواسته است. انسان اخلاق گرا، دین دار ، موحد و زیبااندیش است و از زشتی ها دوری می جوید. پیامبر بزرگوار اسلام خود در این زمینه الگو و اسوه ای تمام هستند تا جایی که خداوند- جل و علا - چشم همه آدمیان را به جمال حضرتشان باز می کند که؛ «ولکم فی رسول ا... اسوة حسنه» پس ای همه آدمیان! این پیامبر با این خلق حسن و خلق حسن و رفتار حسن، اسوه زندگی شماست اما آنانی که چشم هایشان را به زشت دیدن عادت داده بودند و زشتی های گوناگون، رفتارشان شده بود علیه ایشان تیغ به دست شدند تا قطع کنند هر دستی را که به بیعت آفتاب می آید. جنگ ها شکل گرفت. شمشیرها بالا رفت و فرود آمد اما پیامبر اسلام (ص) همچنان در پی تعالی بخشی اخلاق مردم بودند، در این راه نه از باران تیر و تیغ ابایی داشتند و نه توهین ها و خاکروبه ها و جسارت ها ایشان را سست می کرد، حتی تندخویی ها و بی پروایی های رفتاری بادیه نشینان را هم به «لطافت و رافت قلب» «فظا غلیظ القلب» پاسخ می دادند مبادا «لانفضوا من حولک» رقم بخورد بلکه لب های پرلبخند، چشم های مهربان و سینه گشاده باعث شد تاریخ شاهد «رایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا» باشد و مردمانی را ببیند که پی سعادت، با شور و شوق، گروه گروه به اسلام روی می آورند. گویی بذر اخلاق به جوانه نشسته است. پیامبر اخلاق، مروج خلق حسن پس از فصل نبوت در قاموس امامت و در ائمه معصومین چهره نمایی می فرمودند، آن گونه که می شد رفتار و اخلاق ایشان را در آنان شاهد بود و در این میان امام مجتبی علیه السلام ویژگی های ممتاز داشتند. چه مثل پیامبر(ص) در بارانی از دشنام ها، تیرها و طعنه ها صبورانه معلم اخلاق بودند، و اگر پیامبر مکرم اسلام از دشمنان و ابوجهل ها و جهالت پیشگان قریش توهین و طعنه می شنید به دلیل رسالت، امام مجتبی (ع) حتی از نزدیک ترین یارانش هم «ناشنیدنی» ها «می شنید» برای بقای امامت. جسارت های مرد شامی را به شکیبایی می شست تا برای این فرد فرصت جان شستن در زلال بصیرت فراهم آورد تا جایی که از «حضیض » توهین تا رفعت باور برکشیده شود. آری پیامبر اسلام و امام مجتبی (ع) توهین شنیدند و به نیکی پاسخ گفتند، زخم خوردند و مرهم گذار زخم دیگران شدند تا این درس را به ما بیاموزند که پیرو نبوت و ولایت هرگز و هرگز و هرگز جز به نیکی پاسخ کسی را نمی دهد حتی اگر برحسب ضرورت در موارد معدود تندی کند آن وقتی است که یا پای مصلحت عمومی درمیان است و یا ضرورت نیکی تندی کردن است. این درس زندگی امروز ماست مایی که مدعی ولایت محوری و دینداری و شریعت مداری هستیم اما آیا ما را نه چنین جایگاهی، که چنین مقصد و هدفی هست؟ آیا در رفتار ما، در گفتار ما، در نوشتار ما اثری هست از این اخلاق؟ متاسفم، برخی مدعیان، نه این که اهل «فظا غلیظ القلب» نیستند، بلکه برآیند عمل برخی رفتارها «فیخرجون» است به اضافه «افواجا» دافعه، چنان فربه شده است که عرصه را بر جاذبه تنگ کرده است فکر می کنم ما داعیه داران باید دوباره منش و روش پیامبر (ص) و امام مجتبی (ع) را بخوانیم و اگر به واقع خواهان توسعه اخلاق در جامعه هستیم و فضا را محمدی و حسنی می خواهیم اول خود را درست کنیم و باورمان شود ما خود، باید محمدی شویم تا بتوانیم جامعه را هم محمدی کنیم. اگر ما مشی امام حسن(ع) را داشته باشیم می توانیم دیگران را هم بر این مسیر حرکت دهیم نه این که ما خود را حق مطلق، زیبای مطلق و بی عیب و نقص بدانیم و بخواهیم با تیغ زبان و قلم به سراغ زخم دیگران برویم. زخم را مرهم باید گذاشت. درد را درمان باید کرد. نمک سودکردن زخم فقط دردها و ناله ها را زیادتر می کند. کاش یادمان باشد تنها راه نجات در هر ۲ دنیا طی طریق در صراط مستقیم اخلاقی پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) است!

خراسان - مورخ سه‌شنبه 1389/11/12 شماره انتشار 17762/صفحه۲
/ 0 نظر / 95 بازدید