آقای رئیس، تحقیر نکن!


همین چند روز پیش بود که جشن ٢٩ سالگی انقلاب را برگزار کردیم، انقلابی که برای تکریم انسان ها، برای ترویج روحیه بزرگی برای همه ما است اما گاه این حرمت ها ترک بر می دارد و به روحیه خودبزرگ بینی بعضی هامان ...
اجازه بدهید درد دل یک مادر را برایتان بازگویم که اول بار ١۴ بهمن تماس گرفت و باز ٢٠ بهمن و ... که می خواست به گوش مسئولان، مخصوصا مسئولان برخی شرکت های خصوصی برسانیم که انسان ها صاحب حرمت اند و این که زیرنظر شما کار می کنند هیچ دلیل نمی شود که هرگونه بخواهید با آن ها رفتار کنید. دلیل نمی شود حرمت آن هارا به گفتار و رفتار نادیده بگیرید و شخصیت و غرور شایسته ایرانی آن ها را درهم بشکنید. دلیل نمی شود چون «حقوق بگیر شماهستند» حقوق انسانی آن ها را حرمت ندارید. دلیل نمی شود ...
این مادر، دلش برای فرزندانش و دیگر فرزندان این سرزمین می سوخت که به جبر روزگار حتی با مدرک لیسانس به این شرکت ها می روند و چون باید کار کنند و حقوقی بگیرند و نانی به خانه برند، مجبورند، خیلی چیزها را تحمل کنند و خیلی حرف ها را هم . این مادر خیلی حرف های دیگرهم داشت و من به این می اندیشیدم که اگر بعضی ها «مدیر» بودند و «از گوهر مدیریت» بهره مند، چنین «ریاست» نمی کردند و پایه های ریاست خود را هم بر ویرانه های شخصیت و غرور دیگران استوار نمی کردند. اگر مدیر بودند بعضی افراد مثل دیگر مدیران مومن ظرفیت های نهفته و استعدادهای شکوفا نشده و توان های بالقوه را به فعلیت می رساندند و به تدبیر کار را با بازده بیشتر به پیش می بردند و نه این که رئیس منشانه با اخم و تخم و تحکم کاری کنند که کار هم چندان به پیش نرود. اصلا از کسی که شخصیت او در هم شکسته و خرد شده است مگر می توان انتظار سازندگی و ساختن و پیوند زدن شکسته ها را داشت؟ وقتی شما آقای رئیس، شخصیت کارمند و کارگرت را در هم می شکنی، نمی توانی انتظار کار خوب داشته باشی، کار خوب با مدیریت خوب انجام می شود. اگر قرار بود با تحقیر استعدادی شکوفا شود باید در اردوگاه های کار اجباری هر روز هزار اختراع انجام می شد اما اختراع هنگامی شکل می گیرد که انسان بتواند اندیشه خود را رها از موانع درخدمت هدف و طرح و نظریه خود به کار گیرد...(ص-۹)

/ 0 نظر / 91 بازدید