در جست و جوی گوهر کمیاب «انصاف»

حالمان خوب نیست. ناخوش احوالی در خیابان ها، ما را به صف می کند. یک روز در صف مرغ، یک روز در صف روغن و هر روزه در صف نان و صف های دیگر. هرکدام بسان سوهانی با آج های بلند، آرامش ما را به سایش می کشاند. دلخور می شویم. نگاهمان، ذهنمان و حتی زبانمان به بدی میل پیدا می کند.

حق خود نمی دانیم این شرایط را. بر این امر هم حق داریم. حقمان است که زندگی بهتر و کرامت مندانه تری داشته باشیم. حق ماست که بتوانیم برای امروز و فردایمان برنامه ریزی کنیم. حق ماست که هر روزمان بهتر از دیروزمان باشد.

این ها همه حق ماست و چون حق مسلم خود می دانیم، با تجربه هر صف و هر کمبود و هر مشکل، دچار زلزله ذهنی می شویم اما اگر بدانیم چرا چنین شد و بدانیم که بیگانگان می خواستند و برنامه داشتند که روزگارمان را هزاربار بدتر از این کنند، نگاهمان تغییر می کند.

اگر بدانیم ما در سال1390 حدود 118میلیارد دلار نفت فروخته ایم اما این میزان -چنان که جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور، در مشهد اعلام کرد- در سال1399 به حدود 10میلیارد تومان کاهش و چیزی حدود 5میلیارد تومان به دولت رسیده است، انصاف خواهیم داد که وضعمان درمقایسه با درآمد اکتسابی، زیاد هم بد نیست.

جهانگیری از یک به 20 شدن درآمد دولت گفت. یعنی 20برابر دریافتی کمتری داشته ایم. خب در شرایطی چنین، یک پدر چگونه می تواند خانه خود را اداره کند؟ اداره خانه بزرگ کشور توسط دولت را هم باید با این شرایط تحلیل کنیم.

اگر به این اعداد و ارقام نگاه و منصفانه داوری کنیم، به این نتیجه خواهیم رسید که روزگارمان زیاد هم بد نیست که نسبت به شرایط خوب هم هست. می خواستند توان ما را به صفر برسانند اما نتوانستند. می خواستند به تسلیم وادارمان کنند اما با قدرت، سرمان بالاست. ناخوشی ها هم جای خود را به حال خوش خواهند داد اگر همه درکنار هم باشیم و همدلی را به همراهی تبدیل کنیم. چنین باد، ان شاءا...!


شهرآرا / شماره 3352 / دوشنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۰ / صفحه 16 / نگاه هشتم

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/6120/322213


/ 0 نظر / 7 بازدید