از صداقت هاشمی تا اشرافیت مخالفان

هاشمی، زنده است. این را هم موافقانش می‌گویند و هم مخالفانش که ایمانِ خود را در مخالفت با او به آتش می‌کشند. اول از همه امام روح‌الله در همان سال‌های اولِ انقلاب، زنده بودن هاشمی را در زنده بودن نهضت، گواهی کرد و در فردای ترور ایشان، در 5 خرداد 58 فرمود: مردان تاریخ تا آخر زنده هستند. بدخواهان باید بدانند هاشمی زنده‌است چون نهضت زنده است. ولی مخالفانش بعد از دوسال که از رحلتش می‌گذرد، همچنان به او حمله می‌کنند تا بگویند او زنده است والا از آدم مرده که کسی نمی‌ترسد! من در یک کانال مخالفان او با این پُست مواجه شدم که؛ هاشمی زنده است.... تا وقتی اشرافیت مسئولین ادامه دارد!!! با این‌ها نمی‌شد به بحث نشست و از خانه هاشمی گفت و از سبک زندگی‌اش که اصلا اشرافی نبود. وقتی استخرِ ساخته شده در بیست سال بعد از انقلاب را "استخرِ فرح" می‌خوانند چه می‌شود شان گفت که آنان بی‌سند سخن می‌گویند و با صد سند هم قانع نمی‌شوند لذا گفتم شان که؛ هاشمی زنده است چون نهضت زنده است. این جمله امام است، با این جمله شوخی نکنید لطفا!!!! و گفتم که بحث من نقد هاشمی مرحوم نیست که مثل همه افراد قابل نقدند. سخن حرمت کلام امام است. می‌توانستید به جای هاشمی زنده است..... از کلمات دیگری استفاده کنید. من و شما، بر بام کوچک مان کلی برف نشسته است. حضرات که جای خود دارند. باور ما هم این است که نه آیت‌الله هاشمی و نه هیچ یک دیگر از مسئولان، فراتر از نقد نیستند که به وسعت دامنه عملکردشان، جای نقد دارند اما نقد هم ادبی دارد و آدابی که منتقد را از دایره ایمان و انصاف دور نمی‌کند و اجازه نمی‌دهد به حکم قرآن، در آیه 8 سوره مبارکه مائده که می‌فرماید: "یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا کونوا قَوّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ وَلا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلى اَلّا تَعدِلُوا اعدِلوا هُوَ اَقرَبُ لِلتَّقوی وَاتَّقُوا‌الله اِنَّ‌الله خَبیرٌ بِما تَعمَلونَ؛‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید! همواره برای خدا قیام کنید، و از روی عدالت، گواهی دهید! دشمنی با جمعیتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند! عدالت کنید، که به پرهیزگاری نزدیکتر است! و از (معصیت) خدا بپرهیزید، که از آنچه انجام می‌دهید، با خبر است!" اما برخی افراد انگار این آیه را نخوانده‌اند که چنین بی‌انصافانه می‌تازند و اتهام می‌زنند. بله، اشرافیت بد است. خوی اشرافی گری بدتر است اما سبک زندگی هاشمی نسبتی با آن نداشت. آنان که او را از نزدیک دیده‌اند می‌توانند گواهی بدهند که او از غرور خالی بود. مهربانی‌اش، صمیمیتش، صادقانه بود اتفاقا این مخالفان او هستند که دچار اشرافیگری فکری شده و خود را بر‌تر از همه می‌دانند و هر کس غیر خود را ملکوک و منکوب می‌کنند و از همین الان بهشت را ملک طلق خود می‌شمارند و نه تنها برای رحمانیت و غفاریت خدا که برای عدالت خدا هم جایی در نظر نمی‌گیرند که بندگان خویش را به بهشت برد! اشرافیت حقیقی این است. صد بار خطرناک‌تر از اشرافیت اقتصادی و اجتماعی. اینان دچار یک قبیله گرایی شدید و آپارتاید معرفتی شده‌اند. یک خود حق بینی مطلق که هرکس چون آنان نیاندیشد را اهل حق نمی‌دانند. ساده‌ترین‌شان هم در عجب و حتی غرور، دیگران را به دیده تحقیر می‌نگرند. درحالی که همه بندگان خدا را به دیده تکریم باید نگریست چه رسد به مجتهدی مجاهد که عمر خویش را مصروف تکریم انسان و اقتدار ایران کرده است. به تاکید می‌گویم که کسی با نقد آیت‌الله مخالف نیست اما نقد را عیاری است و ادبی. آنچه دل را می‌آزارد، بی‌انصافی و بی‌ادبی برخی افراد است که در حق این حواری امام و رهبری روا می‌دارند والا کارنامه هاشمی، با همه ویژگی‌های ممتاز و متوسط و ضعیف روشن است و هم مردم و هم تاریخ در باره این کارنامه قضاوت کردند و می‌کنند و خواهند کرد. اولین قضاوتِ بعد از مرگ هم در تشییع جنازه ایشان انجام شد و امروز هم در سخن اهل انصاف شنیدنی است....


جمهوری اسلامی / شماره ۱۱۳۴۴ / چهارشنبه  ۱۹دی ۱۳۹۷ / صفحه اول و 2

http://jomhourieslami.net/?newsid=195722

 

http://jomhourieslami.net/archive/pdf/1397/10/19/1.pdf

http://jomhourieslami.net/engine/print.php?newsid=195722


/ 0 نظر / 113 بازدید