لبخند معجزه می کند

کم نداریم نعمت ها را اما کم به چشم مان آمده است داشته هایی که در جای خود آرزوی بسیاری دیگر است. دیروز هم با هم به اشتراک گذاشتیم این نگاه را که می تواند چشم ما را به واقعیت های زندگی، بینا کند و ما را از مرز حسرت به کانون شکر و رضا برگرداند. فکر می کنم باز هم باید نعمت هایی که کوچک می شماریم را با هم با تاملی بیشتر بررسی کنیم آن وقت شاید به این نتیجه برسیم که با همین داشته های موجود هم می توان به آرامش رسید و آن را پایه کار پیشرفت قرار داد. مثل همین میزان نه چندان زیادی که دارایی داریم و گاه پس اندازی هم کنار زندگی داریم که روزهای مبادا را بتوان با مدیریت از تنگ نای مصائب به سلامت عبور داد با این همه توجه نداریم که دارایی کم ما، آرزوی هر قرض داری است . او همه دعا و آرزویش این است که قرضی نداشته باشد. وامی بر ذمه اش نباشد که ماه به ماه بخش زیادی از درآمد هایش را مجبور باشد بدان اختصاص دهد. تازه این وضعیت باز خود آرزوی کسانی است که کار و درآمد ندارند و دعا می کنند که منبع درآمد پایداری داشته باشند تا بتوانند با قسط و قرض، قدمی برای فردای زندگی بردارند. بله، باز درآمد هرچند ناپایدار هم باز آرزوی کسانی است که فرصت گاه به گاه هم پیدا نمی کنند برای کار. این قصه همچنان ادامه دارد و مثلا می گویند اگر کاری نیست و درآمدی نداری، چهار ستون بدنت سالم است و این سلامت خود آرزوی افرادی است که بستر نشین مریضی اند. آنان حاضرند هرچه دارند بدهند تا به خط سلامتی برگردند. کم هم نیستند افرادی از این دست که می گویند وقتی می توانستم بخورم، نداشتم اما امروز که سفره ای رنگین دارم، توان خوردنم نیست. این نگاه البته بازخوانی ضرب المثل وار به این شکل هم شده است که؛

تا توانستم، ندانستم. چه سود؟

چون که دانستم، توانستن نبود!

حال آنکه برای به اسارت حسرت نرفتن در این حوزه باید دانست. دامنه دانایی را هم گسترش داد و به توانایی رسید و توانایی را بستری کرد برای رشد. نه فقط برای خودت بلکه برای همه افرادی که می توانیم چون ما به هم ربط داریم پس باید برای سعادت هم بکوشیم. باور کنید از کمترین ها هم می توان بیشترین بهره ها را برد. به همین ماجرای زیبا شدن لب با “لبخند” توجه کنیم. نمی خواهم بگویم که آرزوی هر مصیبت دیده ای است، هرچند این گونه هم هست. می خواهم بگویم ما با معجزه لبخند می توانیم به اصلاح روابط و روزگار کمک کنیم. می توانیم خط اخم را از پیشانی ها پاک کنیم. می توانیم آن را به خط خنده تبدیل کنیم و این همه “می توانیم” زمانی به تحقق می رسد که “بخواهیم” این خواستن که پیش نیازی به نام دانستن دارد قطعا با پس آهنگی به نام توانستن منتهی می شود که ما را در آغازی نوین قرار می دهد.


ب / شماره 4017 / چهار شنبه 10 مهر 1398 / صفحه 3

http://birjandemrooz.com/?p=11190



/ 0 نظر / 24 بازدید