خبرنگار می مانیم!

شهادت، حیات آفرین است هم برای خود شهید و هم برای جامعه ای که بدان تعلق دارد. ببینید شهید مطهری را، شهید مفتح را، شهید بهشتی را، شهید رجائی را، شهید آوینی را، هرکدام به جامعه خود حیاتی دوباره بخشیدند و آن جامعه را صاحب " روز" در تقویم کردند که بهانه ای زیبا می شود برای تقدیر از نقش آفرینان جامعه. ما خبرنگاران هم در شهادت شهید محمود صارمی، حیاتی دوباره یافتیم و صاحب روزی شدیم که برای ما و جامعه به " نوروز خبرنگار" تعبیر می شود و می توان گفت ما با صارمی، وارد یک مرحله جدید شدیم اما خوب است که عرض ارادتی هم به دیگر شهدای این حوزه داشته باشیم از غلامرضا رهبر تا محمد رضا امانی و.... و به ویژه جاودان یاد، کاظم اخوان که همراه سردار احمد متوسلیان به پرچم مبارزه علیه صهیونیزم تبدیل شد. یاد همه شهیدان به ویژه شهیدان رسانه، بخیر و قلم ها به یادشان همیشه گویا باد. حال که سخن به شهید و شهادت رسید، اجازه بدهید با همان ادبیات نجیب جبهه ادامه دهیم سخن درباره رسانه و ضرورت های امروزینش را. یادمان هست این جمله را که " منطقه به شدت آلوده است" که برتابلوهایی می نشست که در مناطق آلوده به مین و مواد منفجره و گلوله های عمل نکرده و پر خطر جبهه نصب می شد با کلمات احتیاط که در چهار گوشه تابلو نقش می بست تا تاکید موکدی باشد بر خطرناک بودن منطقه و ضرورت دوری از آن برای افرادی که تخصصی در خنثی سازی نداشتند. ورود به آن مناطق « اکیدا ممنوع» بود و تا بچه های چک و خنثی سازی منطقه را پاک سازی نمی کردند، کسی حق نداشت به آن مناطق پا بگذارد. دلیلش هم روشن بود؛ اگر کسی به آن جا پا می گذاشت، جانش را باید جا می گذاشت. آن روزها البته رفت و جنگ تمام شد- و ان شاءا... برای هیچ ملتی اتفاق نیفتد- اما آن تابلو هنوز در ذهنم مانده است بعد از 30 سال. عجیب این که حس می کنم امروز هم به آن تابلو نیاز داریم اگر چه از خاموشی تفنگ ها و قصه گلوله ها و مین ها، سه دهه گذشته است اما انگار در جبهه ای دیگر باید آن تابلوها را نصب کنیم. اگر شما هم با کار رسانه آشنا باشید و گذرتان به فضای مجازی بیفتد و آن همه خطر انباشته شده را ببینید، قطعا با من هم نظر خواهید شد که گاهی باید آن تابلوها را برای این فضا، دوباره نویسی کنیم. حرف من البته اصلا به معنای ایجاد محدودیت نیست که از قضا برای سالم ماندن فضا و مبارزه با غول فساد، شفافیت و اطلاع رسانی حرفه ای را یک ضرورت انکار ناپذیر می دانم و باور دارم که ما با اتکا به رسانه های حرفه ای که در نظام جهانی هم به عنوان رکن چهارم دموکراسی نام گرفته اند، می توانیم با فساد و مفسد بستیزیم و از این ابزار به عنوان بستر امر به معروف و نهی از منکر استفاده کنیم و باطل و منکر را از جای برداریم و معروف و حق را جای آن بگذاریم. من باور دارم با رسانه های آزاد و البته حرفه ای و گردش آزاد اطلاعات، می توانیم با کمترین هزینه بیشترین فایده را ایجاد کنیم اما آن چه را که- بی حساب و کتاب- در فضای مجازی شکل می گیرد و شایعه را جای خبر می نشاند و سیاه را سفید و سفید را سیاه به نگاه می آورد اصلا کار رسانه ای نمی دانم که برخی بگویند با کار آزاد رسانه ای مشکل دارند. نه، رسانه تعریف خود را دارد. خبر تعریف خود را دارد و بلبشوی بدگویی و بدپنداری و بدرفتاری و دروغ و تهمت نه تنها خبر و اطلاع رسانی نیست که عین جنگ روانی است و تیرهای مسمومی که به سمت آرامش مردم روانه می شود. جلوی این رفتار را باید با آگاهی بخشی عمومی گرفت. باید رسانه ها و رسانه نگاران جبهه انقلاب، با کار علمی و حرفه ای و اخلاقی، میدان را فتح کنند. این رسالت امروز ماست تا ادامه دهنده راهی باشیم که شهدا آغاز کردند.ادامه راه هم با روشنگری، کار اخلاقی و حرفه ای و اعتمادآفرینی و امیدبخشی میسر می شود نه با سیاه نمایی و امیدسوزی. ما راه خود را در تاسی به شهدا به سوی سربلندی ایران می پیماییم و در این جبهه هم از زخم زبان و تیر و طعنه نمی هراسیم چنان که در جنگ از زخم تیر و ترکش نهراسیدیم. ما در میدان هستیم و می مانیم....

حیات / چهارشنبه 17 مرداد 1397 | Wed Aug 08 2018

http://hayat.ir/125-6-138487


/ 0 نظر / 62 بازدید