اعدام هم برای کفتار کم است

 

خبر تلخ تعدی کفتار پیر به 43 کودک قرار از آدم و قلم می رباید و وجدان جمعی را به فریاد می آورد که؛اگر این مورد «افساد فی الارض» نیست و این فرد مصداق «مفسد فی الارض» نباشد، اصلا در دنیا مفسد فی الارض وجود ندارد و افساد فی الارض هم ناممکن است و نعوذبالله احکام شرعی آن هم بلاموضوع! پس این کفتار را به جرم «افساد فی الارض» باید به محکمه کشید و به اشد مجازات رساند تا زمین و زمان از لوث وجود ناپاک چنین گستاخان حیثیت سوز پاک شود. اگر جرم «اخافة الناس» روزگاری فقط به کسانی اطلاق می شد که سلاح به دست سر راه مردم قرار می گرفتند، امروز -شاید- بتواند از کسانی که با نفس ها و هوس ها و نقشه های شیطانی سر راه آبروی مردم قرار می گیرند هم یقه بگیرد و با بر زمین کوفتنشان، داد به راهزن گرفتار شدگان را بگیرد که امروز نه تنها نوگل های معصومی که به دام این کفتار پیر افتادند و نه تنها خانواده هاشان که یک جامعه دچار این مسئله شده است. هرکس در ضرورت صدور حکم «اشد مجازات» برای این «جانور» تردید دارد، یک لحظه، فقط یک لحظه خود را بگذارد جای این قربانیان کوچک. جای خانواده هاشان و به یاد آورد که چگونه یک عمر باید با این زخم پلشت زندگی کنند، آن وقت تردیدش برطرف خواهد شد تا او هم در شمار کسانی قرار گیرد که خواهان معامله به «افساد فی الارض» با این موجود هستند. باید با این موجود چنان کرد که آوازه اش حداقل در گستره ای که خبر پلشتی او پخش شده است بپیچد، تا کفتارانی که در آغاز راهند، بدانند این سنگلاخ راه، به پرتگاه نیستی و نابودی منتهی می شود. چنان که پیش از این برای «قاتل عنکبوتی» شد، چنان که طناب دار شد و برگردن «کرکس سیاه» نشست. چنان که طومار زندگی «بیجه » و «خفاش شب» را در هم پیچید. اصلا وقتی خون به ناحق ریخته شده یقه قاتل را می گیرد، مطمئن باشیم، خداوند بر حیثیت های لکه دار شده نیز بسیار غیور است و از سفلگان پلشت رفتار انتقام مظلومان را می ستاند. در این میان اما نکته ای که نباید فراموش کرد این است که نباید به اعدام این جرثومه های فساد، کار را نقطه پایان گذاشت بلکه قبل از اجرای حکم باید اینان را به عنوان «مورد ویژه» مورد مطالعه قرار داد تا علت تبدیل شدن یک انسان به چنین حیوانی را یافت و برای درمان این علت ها نسخه پیچید، از سوی دیگر باید به بچه ها آموزش داد، به هیچ غریبه ای اعتماد نکنند، اصلا در جامعه ای که گرگانی چنین ددمنش هستند باید فرزندان جامعه را از حیث آگاهی چنان توانمند کرد که هرگز به دام نیفتند، باید آموزش و پرورش، به کمک پلیس این آموزش ها را به دانش آموزان، به ویژه دبستانی ها بدهد و خانواده ها نیز با افزایش حساسیت، نوگلان خود را نسبت به شیوه تعامل در کوچه و خیابان با دیگران توجیه کنند و به آنان بیاموزند این درس حضرت مولانا را که؛

ای بسا ابلیس آدم رو که هست

پس به هر دستی نباید داد دست...

خراسان رضوی - مورخ سه‌شنبه 1390/12/16 شماره انتشار 18072 /صفحه اول و۶
/ 0 نظر / 87 بازدید