آقايان! فراموش نكنيد، لطفا"!

نوبت مردم گذشت، اينك نوبت كساني است كه صندوق ها، نامشان را به عنوان نمايندگان مردم اعلام مي كنند. مردم در نوبت خود، حق مطلب را ادا كردند و اينك نوبت برگزيدگان است كه ثابت كنند، شايستگي بركشيدگي را داشته اند و آن چه گفته اند و نوشته اند و خوانده اند، نه يك شعار خالي كه هندسه اهداف آنها بوده است، كه مي خواهند بعد از انتخاب شدن، آنها را در هدف گذاري هاي كوتاه مدت و ميان مدت و بلندمدت به اجرا بگذارند و در پايان 4 سال دوره خود، شهر را، خوب تر از امروز، تحويل دهند.

نوبت مردم گذشت. اين را با حضور در صحنه انتخابات نشان دادند و نوبت كار منتخباني است كه بايد كار كنند و باز هم، كار و كار و كار، هرچند از زاويه اي ديگر، مردم، اما، به ديگر عبارت، نوبت شان تازه آغاز شده است، درست از همان اولين روز آغاز به كار شوراي جديد، با اين نگرش كه بايد مراقب باشندو ببينند چه كساني، چگونه و چقدر به شعارهايشان وفادارند و چه كساني فقط تا لحظه پيروزي، مردم را مي شناسند و وقتي بالا آمدند، از بالا به پايين نگاه مي كنند و همه را كوچك مي بينند ... و حاشا كه بزرگان، كوچكان را درنظر آورند!

فكر مي كنم، ما بايد فرايندي را از روز آغاز به كار شوراها آغاز كنيم و در انتخابات مجلس و رياست جمهوري هم در پيش گيريم و آن نظارت هوشمندانه بر منتخبين براساس همان برنامه هايي كه رأي آورده اند است، تا فردا روز، نگويند، نگفتيم و باز ديوار كوتاه مطبوعات را در هم نريزند و بر شيشه خانه اهل رسانه سنگ نزنند. معتقدم بايد جايي باشد كه نمونه اي از بروشورهاي تبليغاتي، شعارهاي انتخاباتي، تبليغات رسانه اي و وعده هايي كه در جلسات سخنراني مي دهند، را ضبط كنند و پس از انتخاب شدنشان، مطابق آن از آنها، عمل بخواهند. يك نكته هم از باب «فذكر ان الذكري، تنفع المومنين».

به منتخبان محترم عرض مي كنم كه خود آنها هم مجموعه اي از برشورها و پوسترها و تبليغات و فهرست وعده هايشان نگهدارند و هراز گاهي، با مراجعه به آن دريابند كه در عمل به آنها چقدر صادق بوده اند و اين نكته را بدانند كه مردم هم به رصد وعده هايشان در حوزه عملكردشان مي پردازند و هرچند در طول دوره، نتوانند از آنها حساب پس كشند و استيضاح شان كنند، اما در انتخابات بعدي، با همه آنها، يك جا، تسويه حساب مي كنند ...

به هرحال اميدوارم پس از اين، وقتي كسي وعده اي مي دهد و به آن عمل نمي كند، از او بشود بازخواست كرد، چون زيان وعده هاي عمل نشده، به مراتب بيش از كارهايي است كه تاكنون به خاطر آن، بسياري محاكمه مي شوند، آن هم وقتي طرف وعده، مردم يك روستا، يك شهر، يك استان و يك كشور باشند! و اين درست كه مردم براي برخورد با اين خلف وعده، ساز و كاري در دست ندارند و الا شايد دادنامه مي نوشتند و داد مي خواستند اما چه خوب است، تدبيري انديشيده شود تا مدعي العموم نيز نسبت به اين مسائل، حساس شود و حق مردم را از افرادي كه براساس برنامه ارائه شده و وعده ها، از مردم رأي مي گيرند، اما آن وعده ها و برنامه ها را يك جا از ياد مي برند، بستاند.(ص-۴)

/ 0 نظر / 89 بازدید