... و بچه های کربلای ۵ می آیند

 
امروز، آغازین روز امامت شماست که پس از قرن ها هنوز تازه است. هنوز چشم هامان می خندد و لب هامان به مبارک باد متبرک می شود. حس می کنیم جلوداری داریم که هرگاه پا به راه شویم ما را به کعبه مقصود می رساند. بزرگی که دست ما را در طول اعصار و قرون می گیرد و از گزند جهنم به سلامت بهشت می رهاند. عزیزی داریم که عزت مان می بخشد، راهبری که بن بست ها را می شکند و ما چه خوش وقتیم که شما را داریم و ناز می فروشیم به جهان که اگر هر کسی «کسی» داشته باشد یا نه، ما به یقین کسی چون مهدی داریم پس چه باکمان از توفان هایی که در دریا و خشکی می پیچد، که ما را نوحی چون شما کشتی بان است و ما جان می دهیم به اشارت این کشتی بان!

چنان که بچه های کربلای ۵ چنین کردند. خطی از اشارت های نورانی شما دیدند و به خط زدند و از دل دشمن جهنمی، راهی به سوی بهشت گشودند. من هنوز، پیشانی بندهای «یامهدی(عج)»شان را چونان یادگاری پرافتخار، در زلال ترین قسمت «یاد»هایم نگه می دارم و هرگاه غبار می خواهد ردای شانه هایم شود و پلک هایم را سنگین کند، بدان یادهای نورانی متوسل می شوم.

یادم هست، عشق در کربلای ۵، عطر شما را در تن زمین شلمچه می پیچید و بهار می شد در دل زمستان و ما شاهد بودیم چه مردانی، لاله شدند در آن دیار و چه لاله هایی جاودانگی یافتند تا خط عشق که در هزاره های پیش از مدینه به شلمچه رسید و تا مرو ادامه یافت.

دگرباره در قامت باورمندان امام مشهد، از خراسان به شلمچه برسد، در تمرین برای روزی که ما، سلمان یاوران مسلمان، در رکاب حضرت سیدخراسانی، با پرچم به استقبال شما آییم وقتی شیعه ترین جمعه، طلوع کند و به صدای مبارک شما - که چون اذان است برای نماز - شهدا هم، پا از قاب ها به قلب زمین بگذارند و با همان جامه جهاد به یاری تان بشتابند.

آن روز، بچه های کربلای پنج که به رمز «یازهرا(س)» غیرت یافتند، دگرباره به این رمز پرشکوه، با پیشانی بندهای یامهدی - این بار بدون عجل فرجهم - از شلمچه به سوی شما خواهند شتافت تا شهادت دوباره را در رکاب شما جشن بگیرند...

خراسان رضوی - مورخ شنبه 1392/10/21 شماره انتشار 18596 /صفحه۵/فرهنگی

/ 0 نظر / 83 بازدید