«حقابه» ما از آسمان

پاییز گذشت، ماه به ماه، از پی هم چشم ها به آسمان خشک شد اما باران نیامد. اولین ماه زمستان هم دارد به نیمه می رسد و ما هنوز لب تر نکرده ایم از باران و زمین و درخت در حسرت چند قطره سوغات آسمان مانده  اند. تلخ روزگاری است این روزها و تامل برانگیز نیز هم. ما، اما، تامل می کنیم؟ آیا نگاه از آسمان بر می داریم و به چشم خود، دل خود و دست خود بیندازیم و راز قفل آسمان را در زمین بجوییم و پی یافتن کلید این قفل به جایی که باید برویم؟

البته من هم گرم شدن زمین، جا به جایی فصل ها و همه مسائلی که دانشمندان می گویند را قبول دارم. به راهکارهای علمی آنان هم باورمندم اما معتقدم آن چه بر سبیل حساب و کتاب و دلایل علمی گفته می شود، همه ماجرا نیست. مسائل طبیعی هم خود «سنت خداوند» است و آیت او نیز هم. اما حضرت حق سنت های دیگری هم دارد و کلیدهایی از آسمان را در زمین گذاشته است که بشود قفل ابرها را باز کرد اما باور دارم قبل از آن که از آسمان ببارد، باید از دیده هامان ابرها به باران برخیزد و قبل از آن که زمین از قطرات آسمان لب تر کند، دل مان باید در زلال اشک صفا پیدا کند. این را به دوستی گفتم که تو کلید چشم ها و دل مردم را پیدا کن کلید آسمان را خواهیم یافت. تو مردمان را به خوب دیدن و خوب اندیشیدن و خوب گفتن و خوب خواستن عادت ده، آسمان خود به باریدن خواهد آمد. اما وقتی بعضی از ماها بخیل می شویم بر یکدیگر و از چشم بعضی هامان جز کینه نمی بارد، وقتی زبان به غیبت و تهمت می گشاییم، وقتی جوانمردی، در ما چنان می میرد که مرگ همسایه را دلخوش می شویم، چگونه توقع داریم خشکسالی از میان برخیزد؟ وقتی از دهان بعضی هامان آتش بیرون می جهد، از برخی قلم ها، زهرمار می تراود، از برخی صداها، غریو مرگ انسانیت بر می خیزد، وقتی برخی ها با داعیه و توهم مصلحت، غیبت را به تهمت گره می زنند، وقتی توهین «جزء لاینفک» کلام بعضی هامان و نوشته های بعضی هامان می شود، وقتی در «درونمان»، در باورهامان، «بت» قد می کشد و بت پرست می شویم،

وقتی رابطه خویشاوندی ما با خواهر و برادر، با پدر و مادر، گاه به قوم و خویشی دو سنگ می ماند چگونه توقع باران داریم؟...

فکر می کنم به جای این که این همه چشمانمان به آسمان خیره بشود، اگر به خود نگاه کنیم، اگر به خودشناسی برسیم، مشکلات رفع خواهد شد. چه خودشناس، به خداشناسی می رسد که فرموده اند «من عرفه نفسه، فقد عرفه ربه» و آن که خدایش را بشناسد، رفتاری خالی از زشتی، دغل، غیبت، تهمت، ناجوانمردی و نامردی، در پیش خواهد گرفت. حقوق همگان را رعایت خواهد کرد، از حق دوست و برادر تا - حتی- حق دشمن، از حق الله تا حق الناس، از حق گیاه و درخت و زمین و آب تا - حتی - حق حیوانات و ... اگر ما حق را رعایت کنیم و حقوق دیگران را محترم بشماریم، خداوند هم «حقابه» ما را از آسمان به لطف و کرم فرو خواهد فرستاد. قفل های آسمان به ایمان حقیقی و مهر و عدالت واقعی و ... باز می شود. پس پی کلیدها باشیم با زندگی زیبا و مومنانه رفتار کردن، وقتی ما در زمین مهربانی را توسعه دهیم آسمان هم بر ما مهربان می شود...

خراسان - مورخ دوشنبه 1389/10/13 شماره انتشار 17738 /صفحه٢

 

/ 0 نظر / 96 بازدید