اربعین عاشورایی مشهد

 

یک عشق، یک عشق پرشکوه، فاصله مشهد و کربلا را به صفر رسانده است و چشمانی که در این حوالی به باران می نشیند، قطراتش به فرات کربلا می پیوندد ... این درست که هر کوچه، به عشق، نمایندگانی به کربلا فرستاده بود تا نایب الزیاره شهر آفتاب باشند، اما شهر، خود نیز، کوچه به کوچه اش، مسجد به مسجداش، حسینیه به حسینیه اش و حتی خانه به خانه اش را به بیرق عزای سیدالشهدا آراسته بود و به سوگواری اربعین، عطر حسین زده بود. اصلا مشهد، اصلا مشهدالرضا، کربلا شده بود و مگر نه این که تکلیف همه زمین ها را کربلا شدن نوشته اند، پس هر کجا باشیم «باید» کربلایی باشیم و این جا، تحت انوار حضرت خورشید هشتم، اربعین شکوهی کربلایی داشت، مردم گریستند بر آستان حضرت ارباب، به تسلیت و حرم شاهد است که اشک ها، به فرات می پیوست و فرشته ها شاهدند، این اشک کربلایی، جان را از غبار می شست و یقین می توان داشت برای شستن فردای جهان از پستی ها و پلیدی ها، اشک ها به هم دست بیعت می دادند...

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1393/09/23 شماره انتشار 18857/صفحه7/فرهنگی

/ 0 نظر / 85 بازدید