خانم کفش باف ، بانوی نمونه

 

برای زن نمونه بودن که لزوما نباید دانشمند بود و هسته ها را شکافت. نباید پزشک بود و به جراحی ، قلب را مداوا کرد. نباید حتما استاد دانشگاه و وزیر و وکیل و معلم و ... بود. برای زن نمونه بودن، می توان هیچ یک از عناوین بزرگ را نداشت، اما بزرگ بود، اما نمونه بود. حتی برای عارف بودن و به مقام شکر و رضا رسیدن لازم نیست همه کتب عرفانی را خواند و از کتاب ها رازگشایی کرد. می شود از سواد، چندان بهره ای نداشت، اما از روشنای دل حظ وافر برد چنان که بانوی کفش دوز می برد، و می شود او را در شمار بانوان نمونه دید.

او، اهل همت است. اهل کار و تلاش، در خانه کفش می بافد و می دوزد تا شوهرش به بازار ببرد و بفروشد او که هنوز ته مانده زیبایی جوانی را در چهره دارد، اما دستان زحمت کشش، چند سالی از خود او بزرگ تر می نماید، برای فرزندانش ، یک مادر پرتلاش است و حتی برای فرزند شوهرش هم یک مادر تام و تمام. او با همین کفش بافی، برای دختر خوانده اش جهیزیه ای – در حد خود- آبرومند تهیه کرد و او را – که فقط 13سال با هم اختلاف سنی داشتند- پرشکوه راهی خانه بخت کرد و امروز هم برای فرزند دختر خوانده اش، یک مادربزرگ مهربان است حتی اگر شناسنامه اش او را 35ساله معرفی کند. او برای همسایه ها و آشنایان هم یک همراه دل سوز و فداکار است و حتی می توان گفت به شکوه یک خواهر است برای دیگران، او دستمزدش به 700هزار تومان هم نمی رسد.

یعنی دستمزد خودش وشوهرش، اما همواره زبان به شکر دارد و به زبان و عمل، به "مقام رضا" رسیده است و این رضایت، چنان آرامشی به او داده است که بسیاری از میلیاردرها در حسرت یک لحظه اش هم باید له له بزنند. او با چنان حلاوتی از خدا و کرمش، از خدا و لطفش، از خدا و رحمتش، از خدا و نعمتش سخن می گوید و از حضور خدا در زندگی ، که گویی به عینه حضرت خداوند را می بیند. وقتی زلالی نگاه، شکوه توکل و زیبایی ایمانش را می بینم باور می کنم، می شود، مدرسه نرفت اما به معرفت رسید، می شود، دکتر و مهندس و استاد و ... نبود، اما نمونه شد، چنانکه او ، بانوی مهربان محله ما ، به این مقام رسید. مقامی که با آلاف و الوف و با عناوین دهان پرکن هرگز به دست نمی آید، حتی اگر بر سبیل درست به دست آمده باشد و الا اختلاس گران هرچه رقم اختلاس شان درشت تر نمره انسانیت شان پایین تر ، ویژه خواران و رانت بازان هرچه عناوین شان گنده تر، شان شان حقیرتر است و چقدر بیچاره اند، آنانی که با اختلاس و با سوء استفاده از بیت المال می خواهند برای خود جاه و مقام بسازند، نمی دانند که عزت زندگی، در شکوه بندگی است نه در حساب های بانکی و تابلوی عناوین. آری. بانوی کفش باف در نگاه من یک بانوی نمونه است. یک انسان موفق، یک مومن قابل احترام و ... خداوند نسل اینان را زیاد کند و نسل اختلاس گران و مفسدان را از زمین بردارد...

خراسان - مورخ دوشنبه 1394/01/24 شماره انتشار 18945/صفحه16/بدون موضوع

/ 0 نظر / 97 بازدید