شب روز و روز نوروز می شود وقتی بیایی

فردا که طلوع کنی

تمام شب روز می شود

و تمام روز، نوروز

و مطمئنم

لحظه ها

عاشقانه تر از همیشه

ذکر خواهند گفت

و خواهند خندید

و هیچ کس

در تنهایی

از غم تازیانه نخواهد خورد

و هرچه تازیانه است

خواهد سوخت

و هرچه قداره بیداد است

غلاف خواهد شد

 نه، خواهد شکست

که روزهای پس از این را

هیچ بیدادگری

فرصت قداره کشی نخواهد یافت

و هیچ کس

به یقین می گویم

هیچ کس تن به ظلم نخواهد داد

که اصلاً

بیداد فرصت وجود نخواهد یافت

زمین که از انوار تو سرشار شود

آنقدر شور خواهد بارید

آنقدر شیدایی نقش خواهد شد

که دست ها افشان خواهد شد

و پای ها کوبان

و هیچ کس را

- به تاکید می گویم-

هیچ کس را

به عصا احتیاج نخواهد افتاد

که طلوع شما

 رمز راست شدن قامت هاست

شما می آیید

در محراب می ایستید

و رشید می شویم همه ما

به نمازی که به امامت شما می خوانیم

و به نازی که از آن نماز برمی خیزد

و بر جان و جهان می نشیند

و زیبا می شود هرچه هست

و حتی گرگ ها

برای بره ها علف خواهند آورد

آسمان با زمین

به باران مهربان خواهد شد

و برادران

دیگر یوسف خویش را

به چاه نخواهند انداخت....

فردا که طلوع کنی

شب ها روز می شود

و روز نوروز

و انسان به مقامی می رسد

که فلسفه خلقت اوست

به خلیفة اللهی

و خلیفة ا... می شوند همه

بی آن که منی ومایی باشد

هرچه هست شمایید

هرچه هست حجت خداست

و هرچه هست خداست

و چه سعادتمندند آنانی که

آن نوروز جان را

در جهان چراغانی کنند...

خراسان رضوی - مورخ چهارشنبه 1391/04/14 شماره انتشار 18159 /صفحه۷فرهنگی
/ 0 نظر / 90 بازدید