درس رسول رحمت و امام کرامت

نام محمد رسول ا... (ص) و حسن مجتبی(ع) باید رمزی باشد برای برخاستن ما. اصلا نسبت ما به نبوت و امامت، با عمل تعریف می شود. به این که در "عمل" چقدر به آن بزرگواران شبیه هستیم. ارزش هم در این شباهت، نهفته است  و در این "همانندی" آشکار می شود و الا در ادعاهای اسمی حتی اگر بر شناسنامه هم بنشیند، حاصلی نخواهد داشت. باید در کارنامه، نمود پیدا کند و به حقیقت "سجل معرفتی" ما شود تا بتونیم بدان افتخار کنیم. برای این همانند شدن، در اندازه خود باید در هندسه طراحی شده آنان بایستیم و خود را مخاطب همه آن چیزی بدانیم که بر قلب رسول اعظم(ص) نازل می شد و توسط حضرت ایشان و امام مجتبی(ع) به رفتار در می آمد. وقتی در قرآن خدا می خوانیم؛ هرگز خوبى و بدى یکسان نیست، بدى را با خوبى دفع کن تا دشمنان سرسخت هم چون دوستان گرم و صمیمى شوند. امّا جز کسانى که داراى صبر و استقامتند به این مقام نمى رسند و جز کسانى که بهره عظیمى از ایمان و تقوا دارند به آن نائل نمى گردند. [سوره فصلت، آیه ۳۴ و ۳۵] باید به یاد آوریم که همان پیامبری که خداوند او را به عنوان "اسوه حسنه" فرادید بشریت قرار داده است، در این ساحت درس ها، فراوان دارد. از جمله ماجرای آن مرد یهودی که خاکروبه بر سر پیامبر(ص) می ریخت اما پاسخی  که انتظار داشت نمی شنید و عملی که منتظر بود نمی دید تا در یک زمان "ناگهان" و عمل ناگهان و سخن ناگهان، خود را در شرایط ناگهان ببیند؛ وقتی مریض شد و توان ریختن خاکروبه نداشت و در بستر افتاد، آن ناگهان مقدس اتفاق افتاد و پیامبرِ بسم ا... الرحمان الرحیم، به معنای مهربانی، بر بالینش حاضر شدند به احوال پرسی و همین قدم ها و نگاه ها و سخن ها، آن مرد را و کسانی که آن ماجرا را می خواندند، به فهمی تازه و سبکی تازه و رفتاری تازه هدایت کرد که عطر ایمان داشت. این رفتار را در منش امام مجتبی(ع) هم به شکوه تام و تمام می بینیم از جمله در ماجرای مرد شامی که تحت تاثیر فضای تاریک شام، با بغض امام علی(ع) و امام حسن (ع)، بزرگ شده بود و وقتی ایشان را دید، زبان به ناسزا گشود و همه حقد و کینه ای که در دلش کاشته بودند را در قالب کلمات به سوی امام پرتاب می کرد اما پاسخش از همان جنسی بود که پیامبر(ص) به مرد یهودی دادند، سلم و سلام و مروت! گویا غریبی در این شهر. اگر گرسنه ای غذایت دهیم و اگر جایی نداری، مهمانت کنیم و یاریت دهیم و... آن مرد شامی، یک دفعه خود را در برابر صبح روشن و حقیقت آفتابی دید و باز ماجرای ایمان مرد یهودی به نوعی دیگر تکرار شد. او که با بغض علی و حسن آمده بود، سرشار از محبت آنان بازگشت. حال باید از خود بپرسیم که در برابر بدگویی دیگران، رفتاری چنین می توانیم داشت تا محمدی و مجتبوی باشیم!

 خراسان جنوبی / شماره : 2579 / پنج شنبه ۲۵ آبان -۱۳۹۶/ صفحه2/ اخبار

http://khorasanjonobi.khorasannews.com/?nid=19685&pid=2&type=0
/ 0 نظر / 87 بازدید