حکم عقل، تعامل با مردم است


وقتی قصد سفر به شهری را داریم می کوشیم با جمع آوری اطلاعات و تهیه نقشه و پرسیدن از این و آن و جستجو در اینترنت، دانسته های خود را نسبت به مقصد به حدی برسانیم که لااقل سرگردان نشویم و بتوانیم راه خود را هموار کنیم. حتی تلاش می کنیم راه های انجام امور در آن شهر را با هزینه کمتر، پیدا کنیم. اگر اهل خرید باشیم هم سیاهه خرید را با بازار هایی که بورس آن کالاست، هماهنگ خواهیم کرد. حق هم همین است. انسان باید مقصد خود را بشناسد و از افتادن به ورطه گرفتاری، خود را برهاند اما همین انسان برای زندگی خود، برای جهان اصغر و اکبر خویش چقدر تامل و تفکر و برنامه ریزی می کند؟ پاسخ را می شود در رفتار مردم یافت. در نحوه تعامل با زندگی. در لابه لاهای قهر و آشتی ها با خود و دیگران. به خود و زندگی. با خود و دنیا. یادمان می رود که در این دنیای پر چالش، کسی ناز دیگری را نمی کشد و دنیا هم ﻣﻨﺖ ﻫﯿﭻ کسی رﻮ ﻧﻤﯽﮐﺸد! پس حواس مان به خودمان باشد، به خودمان و رفتاری که شخصیت ما را نشان می دهد. به خودمان و تعاملی که با دیگران داریم. به گفته ها و حتی نگفته ها مان و ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ؛ ﻭﻟﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻥ پس ﮔﺮﻓﺖ که کلمه وقتی از زبان برخاست، دیگر جز در هدف برجای دیگر نخواهد نشست و چنانکه هیچ گلوله ای بعد شلیک به خشاب باز نمی گردد، هیچ کلمه ای هم دوباره به نهاد انسان رجعت نمی کند. اینکه تاکید می شود که مراقب زبان باشیم از همین روست که آنچه از زبان برخاست دیگر به جای خود نمی نشیند لذا باید مراقبت افزون کرد که عقل هم چنین حکمی دارد که از ارزشی ترین چیزهایی که داریم باید مراقبت کنیم و برایش نگهبان بگذاریم و حال باید مان پرسید که ارزشمند تر از شخصیت انسانی خودمان، آیا چیزی می توان یافت؟ پس مدام باید به حراست از این جایگاه بپردازیم و حواس مان به همه جا باشد تا آسیب نبیند این گوهری قیمت که اگر از اعتبار بیفتد، شان انسانی رعایت نشده است. باری دنیا را به ریز و دقیق باید شناخت وباید قدر دانست لحظات را چه ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﮐﻪ به راحتی ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻫﺴﺘﯿﻢ، اﻓﺮاﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﻧﻔس های ﺁﺧﺮﺵ ﺭﺍ ﻣﯽﮐﺸند، ﭘﺲ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﮔﻠﻪ ﻭ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢو فرصت زندگی را قدر بدانیم. قدر دانستن این فرصت هم به بهتر استفاده کردن از آن است. در بهره وری از این نوع، دلی را نمی شکنیم و باعث آزار کسی نمی شویم اما اگر – ناخواسته- ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ کردیم باید به جبران برخیزیم چه ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺩما ﻣﯽﺗﻮﻧﯽم اندکی آب رفته را به جوی برگردانیم و سبک کنیم بار خویش را و آرامش دهیم اویی را که برآشفته ایم و این را هم بدانیم که پادزهر نیش مار را از خود او می گیرند! اگر نیشی زدیم، باید که به نوش، پادزهر بسازیم تا اندکی جبران شود ما جرا. این رسم زندگی است....

ب / شماره 3563 / چهار شنبه 25 بهمن 1396/ صفحه اول و 3


/ 0 نظر / 7 بازدید